لوسی در حال بهبودی است و بیماریاش تقریباً به یادآوری دور تبدیل شده است. خانوادهاش او را به زندگی کردن به طور کامل تشویق میکنند و در این مسیر لوسی با کلاویس، مردی جذاب و مغرور، آشنا میشود که به سرعت تحت تأثیر شوخطبعی و طنز او قرار میگیرد. اما این دالیلا، معلم رقص عجیب و دلپذیر، است که لوسی را به بازسازی زندگیاش و تبدیل شدن به زنی که همیشه میخواست باشد، الهام میبخشد. برای مادرش، برای دخترش، برای کلاویس.