خط داستانی
آنتونیو شهروند صادق است که به انتقام از سیمونه سیاستمدار فاسد فکر می کند آنتونیو ابتدا می خواست او را گزارش دهد اما به دلیل فرایند طولانی و نامطمئن عدالت در ایتالیا تصمیم می گیرد به روشی دیگر انتقام بگیرد او متوجه می شود که دشمنش سود ناشی از کارهای بدش را در بانکی در سوییس پنهان کرده است و تصمیم می گیرد نقشه ای برای بازپس گیری آنچه را که از او دزدیده شده است بچیند گروه کوچکی از افراد غیر حرفه ای تشکیل می دهد که تنها خصلت مشترک آن ها این است که آن ها نیز توسط سیاست فاسد فریب خورده اند سرقت در زوریخ انجام می شود خانه مرکزی بانک که سیمونه پول را پنهان کرده است با پیامدهای غیرقابل پیش بینی و با جایگزینی طنز گونه افراد (آنتونیو و همسرش جای سیمونه و شریکش را می گیرند) مکانیزمی کمدی آغاز می شود و سرقت آغاز می شود