در سال 1993، کارولینای شمالی با یک خشکسالی تاریخی مواجه است. کارل، نوجوان اوتیستیک که به آب و هوا علاقه دارد، پیشبینی میکند که طوفانی به زودی به منطقه نزدیک خواهد آمد. خواهرش سم برنامهای طراحی میکند تا به او کمک کند طوفان را دنبال کند و کامیون بستنی مادرشان را میدزدند تا سفری جادهای درباره خانواده، بخشش و دنبال کردن رویاهایشان آغاز کنند.