گلیات در یک شهر صنعتی کوچک در جایی از سوئد اتفاق میافتد. وقتی رولند به زندان محکوم میشود، از پسرش، کیمی ۱۶ ساله، انتظار میرود که برای خانواده تأمین معیشت کند و کسب و کار جنایی پدرش را به عهده بگیرد. این وظیفهای است که او برای آن آماده نیست. فیلم ورود خشن یک پسر به زندگی بزرگسالی را به تصویر میکشد و جنبههای میراث اجتماعی و ساختارهای پدرسالارانه را بررسی میکند، در زمانی که رفاه در حال کاهش است و سوئد در حال تغییر است.