ماریا
Maria
ماریا روزها را به خیاطی و نظافت میگذراند، حال آنکه شبها در خیابانهای اوپورتو به تنفروشی میپردازد. سالها پیش با خوزه، مرد متأهلی، آشنا شد که وفادارترین مشتری او شد اما نتوانست به او در فرار از زندگی سخت کمک کند. امروز این تنفروش سالخورده همچنان در شبهای طولانی شهر بدنش را به نمایش میگذارد، اگرچه مشتریانش تقریباً ناپدید شدهاند. خوزه هنوز آنجاست، اما در برآوردن عمیقترین آرزویش شکست خورد: داشتن یک پسر. در تصویری بسیار صمیمی و خام از یک زن، فیلم «ماریا» آشکار میکند که عشق و پیر شدن چگونه میتواند احساس شود.