خط داستانی
ابیرَم کارگردان تبلیغاتی است و خواهرش او را به سفر به دره آرَکُو با توقع وصلت با خواهر نامزدش سُروتی می فرستد؛ او با سُروتی ملاقات می کند و عاشق او می شود و گذشته های عشقی را با هم بازگو می کنند؛ اما انتظارات ابیرَم از دوست دخترش برآورده نمی شود و ناامید می شود.