مادر پدرو به تازگی درگذشته است، به همین دلیل او برای یافتن تانیلو به لووینا میرود؛ کسی که پیامهای مردگان را به صورت شعر بازگو میکند. «علف بد» که تا پای مرگ سرکش است، میخواهد از شریک قدرتمند و قاتل خود انتقام بگیرد و جان کودک را به خطر میاندازد. پدرو در میان زمزمهها و تیرها، تنها آرزوی انجام آخرین خواسته مادرش را دارد.