خط داستانی
شخصیت اصلی فیلم پسری جوان از مرکز شهر مسکو است. از پدرش همه چیز را به ارث برده است—یعنی پولش، ماشینش، دانشگاهش. ساشا میخواهد زندگی متفاوتی داشته باشد اما نمیداند چگونه… او رویای بودن توای یا ون گوخ را در سر میپروراند. روزی ساشا با ماشا، زنی استثنایی و پیچیده، آشنا میشود. مادر او، بازیگر پیر، نوشخوار است و سعی میکند جان خود را بگیرد. ساشا تصمیم میگیرد به دختر کمک کند.