سکوت فریادها
Stumme Schreie
جانا فریدریش پزشکی جوان و متعهد از ایالت است که دوره تخصصی را در پزشکی قانونی طی می کند و وقتی برای کارآموزی به مؤسسه ای مشهور پزشکی قانونی هامبورگ می رود، رویایی برای او به حقیقت می پیوندد. کارآموزی با الگو بزرگ او کرت برمر، نورش در این زمینه است. جانا کتاب های او را خوانده است و می داند کار در این زمینه همیشه یک رمزگشایی قتل نیست. اما وقتی با موارد مختلف سوء استفاده از کودکان به جای پرونده های جنایی هیجان انگیز مواجه میشود، به سرعت در می یابد که آوردن مجرمان به عدالت و رها کردن کودکان از آزار آنان دشوار است. وقتی او و استادش در دادگاه نیز شکست می خورند، علی رغم مرگ یک کودک، تصمیم می گیرد نقش فعالتری ایفا کند و در این کار مشارکت کند.