دختر بیسرپرست از تولد، پالیانا دختری شاد و خوشقیافه بود که با پدرش کشیش زندگی میکرد. روزی زندگیاش به کلی دگرگون میشود وقتی پدرش میمیرد و او با عمهای که هرگز ملاقات نکرده بود، زندگی میکند. در آغاز به نظر میرسد که عمه از او متنفر است، اما با گذشت زمان پیوند محکمی میان آنها شکل میگیرد.