داستان حول راجا، پستچی و احتمالاً بزرگترین هوادار راجینیکانت، است که با دخترش زندگی شادی دارد. اما روزی غمبار، با نُه نامه که هنوز فرستاده نشده، راجا دچار حادثه میشود و به کما میرود. وقتی پس از بیست و سه سال طولانی بیدار میشود، به کار نیمهتمام خود برای تحویل آن نامهها ادامه میدهد! مجموعه رویدادهایی که زمانی که او سعی میکند این کار را انجام دهد، محور داستاناند.