خط داستانی
در کلاماها، استونی، دو زوج—ولی و صوفی، و مونیکا و یان—روابطشان تحت آزمایشِ عشق، اعتماد و طبیعت نامشخص بودنِ بودن در سی سالگی قرار میگیرد. در حالی که ولی از وزن مخالفت والدین خود رنج میبرد، ترکهایی در عشقِ روزگارِ آرامِ قبلیِ او با صوفی شکل میگیرد. به موازات آن، ترس از سلامت جنسی مونیکا و یان را به بیثباتی میاندازد و مونیکا را بر آن میدارد تا در مکانهای غیرمنتظرهای آرامش بیابد—از جمله در یک رویدادِ دوستیابیِ با سرعتِ آشفته. با بالا رفتن تنشها و حقیقتهای تلخ آشکار، هر دو زوج باید تصمیم بگیرند—آیا روبهرو شدن با واقعیت آنها را به هم نزدیک میکند یا برای همیشه آنها را از هم میپاشد؟