ساشا دیوموف، نگهبان سابق مرز، پس از گذراندن دوران محکومیت به خاطر اتهامات نادرست، به روستای زادگاهش کوردونا بازمیگردد. از زندگی قبلیاش چیزی باقی نمانده است — همسرش به بهترین دوستش رفته و بازگشت به نهادهای انتظامی غیرممکن است. یک رفیق وفادار به نام تروفیمیچ به کمک میآید — او دیوموف را زیر بال خود میگیرد و او را در کارگاهش به عنوان مکانیک خودرو استخدام میکند. به نظر میرسد که دیگر شغف آرامی وجود ندارد. اما مرزی در نزدیکی است، مسیرهای مخفی قاچاقچیان، پولهای کلان، سلاحها و جنایتکارانی که آرزو دارند از پیگرد قانونی در پشت کوردون پنهان شوند... تنها ساشا دیوموف میتواند این بیقانونی را متوقف کند. علاوه بر درگیریهای جنایی، ساشا باید راهی برای خروج از مثلث عشقی پیدا کند. و این بدون مذهب و عرفان نخواهد بود.