در شرایط غیرمنتظره، دختر نامشروعی به نام هان زیکینگ با جون بیهیه، پرنس معروف به خدای جنگ، روبرو میشود. آنها درگیر درگیریهای ملی میشوند و در کنار یکدیگر با گروههای مختلف مقابله میکنند. با وجود وضعیت پایین او به عنوان دختر نامشروع نخستوزیر، جون بیهیه که به خاطر مهارتهای جنگیاش ترسیده میشود، تصمیم میگیرد از او محافظت کند و عشق عمیقی را که زیر ظاهر بیرحمش پنهان شده، نشان میدهد.