خط داستانی
داستان آنتونیو، مردی از پایتخت کلمبیا که از مردم ساحلی و عادات آنان متنفر است. آنتونیو در انتظار یک سورپرایز است، زیرا مادرش اعتراف میکند که او نتیجهٔ شبی از اشتیاق در کارناوال بارانکیلا بوده است.
۱۵۶۶ پانزده شصت و شش
داستان آنتونیو، مردی از پایتخت کلمبیا که از مردم ساحلی و عادات آنان متنفر است. آنتونیو در انتظار یک سورپرایز است، زیرا مادرش اعتراف میکند که او نتیجهٔ شبی از اشتیاق در کارناوال بارانکیلا بوده است.