پاکستون، پایتخت فاسد، پر از جرم و مورد حمله مافیا. در این کلانشهر فاسد، ریچارد آلدانا، باهوش و بدون وابستگی یا آرزو، در اوقات فراغت خود بوکسور است. اما این همه قبل از آن بود که همه چیز به هم بریزد. ناگهان، آلدانا خود را با سیری مییابد، دختری که هدف "فرماندهی شیر"، یک گروه مذهبی است که فکر میکند این دختر کلید "جهان دیگر" است.