این اثر روایتگری بیپایانی درباره فروپاشی جهان و بازتابِ آن در اندیشهٔ انسان است. صحنهها از طریق نمادها و تصاویر تیره به تصویر میکشند که چگونه اضطرابِ وجودی، دوباره و دوباره انسان را به سوال دربارهٔ معنا و هدف میکشاند. در بطن بحران، روایتی از امید و بازسازی نیز نهفته است که به گذر از ویرانی به سوی دوبارهجستنِ همبستهها و ارزشهای مشترک میانجامد. نویسنده با بهرهگیری از زبانِ آهنگین و موسیقایی، جهانِ آینده را نه تنها تحمیلِ فاجعه، بلکه آزمایشِ اخلاقیِ فرد و گروه نشان میدهد تا از دلِ خاموشی، گفتوگو و تعهد دوباره بیرون آید.